حكيم ابوالقاسم فردوسى

318

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

چهارپايان را نيز بشمارم و ببخشم ، زيرا كه من ديگر از اين تيرگى دل خود را بپرداختم و آمادهء رفتن گشتم . اينك شمايان با شادى دست به خوردن ببريد و يك هفته به خورد و خواب بپردازيد و [ از يزدان ] بخواهيد تا از اين سراى سپنجى درگذرم و از رنج به دور مانم . چون كى خسرو اين پندها را بگفت ، همهء پهلوانان ايران شگفت‌زده گشتند . يكى گفت : اين شاه ديوانه شد و خرد با دلش سخت بيگانه گشت . نمىداند كه به او چه خواهد رسيد و اين تخت و تاج چگونه آرامش خواهد يافت . آنگاه همگى گروه گروه برفتند . همهء كوه و دشت و مرغزار پر از سپاهيان بود . بانگ ناى و آواز اسپان بر دشت گويى از آسمان نيز برگذشت . پس يك هفته را بدين گونه شاد ببودند و هيچكس به ياد اندوه و رنج نيافتاد . اندرز كردن خسرو ، گودرز را به روز هشتم شاه بىدستبند و گرز و كلاه رومى بر تخت بنشست . چون هنگام رفتنش نزديك شد ، در گنج را بگشودند . چون در گنج آباد « 1 » را بگشود ، به گودرز كشواد اندرز بداد كه : در كار گيتى بنگر و ببين كه با اين آشكارا چه چيزى در نهان دارد . بدان كه هر گنجى را روزى با سختى مىآكنند و روزى نيز هنگام پراكندن آن مىرسد . پس نگاه كن به كاروانسرا و نيز پلى كه در نزديكى ايران ويران گشته و يا آبگيرى كه در ايران از رنج افراسياب ويران است و يا كودكانى كه بىمادرند و زنانى كه بىشوى و بىچادر هستند و يا آن پير نيازمندى كه رنج و نيازمندى خويش را از ديگران پنهان مىدارد تو در گنج را بر ايشان مبند و از بد روزگار بترس و بر ايشان ببخش . ديگر گنجى است كه پر از افسر و زيور و گوهر است و نامش بادآور مىباشد .

--> ( 1 ) - بعدها ذكر گنجهايى با اين نامها ( اين گنج و گنجهايى كه بعداً از آن نام برده مىشود ) در زمان ساسانى خواهد شد .